سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
210
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
مسئله سوم اگر كسى دو چشم ديگرى را از بين ببرد تمام ديه را بايد بدهد و اگر يكى از آن دو را تباه سازد نصف ديه بعهدهاش مىآيد اعمّ از آنكه چشم صحيح بوده يا احول و يا اعمش و يا جاحظ باشد . شارح ( ره ) مىفرماين : مرض [ عمش ] در چشم آن است كه قوّه بينائى ضعيف بوده مضافا به اينكه در اكثر اوقات اشك از آن ريزان باشد . و مقصود از [ جاحظه ] آن است كه عضو مشتمل بر سياهى و سفيدى بسيار بزرگ و بر خلاف معمول باشد . سپس مىفرماين : يا غير اين عيوب از نقائص ديگر مثل اينكه چشم [ جهراء ] يا [ رمداء ] و يا غير اين معايب را داشته باشد اما اگر سفيدى در چشم حادث شده باشد در صورتى كه قوّه بينائى با آن باقى بوده بطوريكه بنحو كمال و تمام اين نيرو محفوظ باشد پس هرجانى تمام ديه باز ثابت و مستقرّ است و اگر قوّه مزبور نقصان پيدا كرده باشد بحسب مقدار نقصانى كه حادث شده از ديه كم مىگردد . البته در مقدار و ميزان نقص بايد برأى حاكم رجوع نمود . قوله : او حولاء : مقصود آنست كه چشم لوچ و و دو بين باشد . قوله : عظيمة المقله : كلمه [ مقله ] بضم ميم و سكون قاف عبارتست از پيه كه در حدقه چشم قرار گرفته و مشتمل بر سفيدى و سياهى است . قوله : كالجهراء : كسى را گويند كه در نور خورشيد بينائى نداشته باشد .